بروز رسانی آینده :شاید وقتی دیگر!!!!!!ا *** جهت از سرعت مهمتر است *** حسابدار - امیرمیرزائی | حسابداری صنعتی
آنچه شما خواسته اید
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر ۱۳۸۸ساعت 9:21  توسط امیر میرزائی  | 

کتاب سیستمهای اطلاعاتی حسابداری

تالیف : مارشال بی رامنی و پال جان استین بارت

را می توانید از لینک زیر دانلود نمائید.پس از انتخاب لینک بر روی یکی از ۲۰ فصل کتاب کلیک نموده و پس از آن بر روی گزینه here  کلیک نمائید

پاور پوینت سیستمهای اطلاعاتی حسابداری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد ۱۳۸۸ساعت 14:12  توسط امیر میرزائی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 9:38  توسط امیر میرزائی  | 

بودجه موجودی های پایان دوره :
در اکثر واحد های تجاری تولیدی، موجودی کالا بخش عمده ای از داراییهای جاری آنها را تشکیل می دهد و تصمیم گیری در مورد آن یکی از وظایف مهم مدیریت اینگونه واحد ها محسوب میشود. در ارتباط با میزان هر یک از موجودی های مواد مستقیم، کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده ، مدیریت واحد تجاری می باید سطح مطلوب موجودی پایان دوره را تعیین نماید پس از تعیین سطح مورد انتظار موجودی ها و محاسبه بهای تمام شده بودجه شده هر واحد محصول می توان موجودی پایان دوره را تهیه کرد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۸۸ساعت 0:13  توسط امیر میرزائی  | 

بودجه سربار ساخت :
بودجه سربار ساخت نشانگر مبلغ هزینه های سربار ساخت در دوره بودجه می باشد. در تهیه این بودجه برای اینکه بتوان برآوردهای قابل اطمینان تری از اقلام سربار به عمل آورد، بایستی اقلام سربار به ثابت و متغیر تفکیک شوند.
بودجه سربار متغیر ساخت از حاصل ضرب مقدار تولید بودجه شده در نرخ پیش بینی شده سربار متغیر برای هر واحد از عامل هزینه  بدست می آید و سربار ثابت، با استفاده از تجربیات گذشته و با در نظر گرفتن تغییرات مورد انتظار برآورد می شود.
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۸۸ساعت 8:12  توسط امیر میرزائی  | 

بودجه دستمزد مستقيم :
برای تهیه بودجه دستمزد مستقیم ابتدا باید ساعت کار مستقیم بودجه شده را بدست آورد . ساعت کار مستقیم بودجه شده از حاصل ضرب بودجه تولید در ساعت کار مستقیم برآورد شده  برای  تولید یک واحد محصول ( که معمولا" توسط واحد مهندسی براساس مطالعه اوقات کار و زمان سنجی تعیین میشود) و بودجه هزینه دستمزد مستقیم نیز از حاصل ضرب ساعت کار مستقیم بودجه شده در هزینه برآورد شده دستمزد مستقیم برای هر ساعت کار بدست می آید.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۷ساعت 10:47  توسط امیر میرزائی  | 

بودجه هزينه هاي توليد، مجموع بودجه هاي مواد مستقيم، دستمزد مستقيم و سربار ساخت است و پس از تصميم گيري درباره تعداد محصولاتي که بايد توليد شوند، براساس بودجه مقدار توليد ، تهيه ميشود.
بودجه مواد مستقيم :
بودجه مواد مستقيم از دو قسمت زير تشکيل ميشود :
1-  بودجه مصرف مواد مستقيم
2- بودجه خريد مواد مستقيم

بودجه مصرف مواد مستقيم :
اين بودجه نشانگر مقدار و هزينه مواد مستقيم مورد نياز براي توليد محصولات پيش بيني شده ميباشد. بودجه مقدار مصرف مواد از حاصل ضرب بودجه مقدار توليد در مصرف برآورد شده مواد مستقيم براي توليد يک واحد محصول و بودجه ريالي مصرف مواد از حاصل ضرب بودجه مقدار مصرف مواد در هزينه برآورد شده يک واحد مواد مستقيم بدست مي آيد.
نکته : اين بودجه معمولا" اولين بودجه  هزينه اي است که تهيه ميشود.


بودجه خريد مواد مستقيم :
اين بودجه نشانگر مقدار و مبلغ مواد مستقيمي است که بايد خريداري گردد. تنظيم اين بودجه به واحد تجاري کمک مي کند تا مواد اوليه مورد نياز براي توليد از قبل مشخص باشد تا برنامه ريزيهاي لازم براي تهيه مواد صورت گيرد . بودجه مقداري خريد مواد با استفاده از رابطه زير بدست مي آيد:

موجودي مواد مستقيم برآورد شده اول دوره  - موجودي مواد مستقيم برآورد شده پايان دوره + بودجه مقدار مصرف مواد مستقيم = بودجه مقدار خريد  مواد مستقیم


براي تبديل بودجه مقدار خريد مواد به مبناي ريالي، مقدار خريد هر يک از انواع مواد در هزينه برآورد شده هر واحد مواد مستقيم ضرب ميشود.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند ۱۳۸۷ساعت 22:47  توسط امیر میرزائی  | 

بودجه مقدار توليد
بودجه مقدار توليد نقطه شروع فرايند تهيه بودجه هرينه هاي توليد است و پس از تعيين بودجه فروش تهيه ميشود. بودجه مقدار توليد از فرمول زير بدست مي آيد :

موجودي کالاي ساخته شده  برآورد شده اول دوره - موجودي کالاي ساخته شده برآورد شده پايان دوره + بودجه مقدار فروش = بودجه مقدار توليد

بودجه مقدار توليد بايستي با بودجه فروش و سطح موجودي کالاي پايان دوره هماهنگ باشد، چرا که عدم هماهنگي ممکن است منجر به اين موضوع شود که هنگام نياز به محصولات ، هيچگونه محصولي در دسترس نباشد و به هنگام عدم نيازريال محصولات زيادي در انبار موجود باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۷ساعت 0:0  توسط امیر میرزائی  | 

بودجه فروش :
 بودجه فروش بیانگر مبلغ فروش مورد انتظار می باشد و از حاصل ضرب مقدار فروش بودجه شده در،  بهای فروش بودجه شده هر واحد بدست می آید. این بودجه، نقطه آغاز بودجه جامع و پایه بودجه عملیاتی است، چرا که بودجه های دیگر تا حدود زیادی به آن بستگی دارند  یا از آن منتج میشوند.
اصولا" در تهیه بودجه، روش عوامل متعددی از قبیل وضعیت عمومی اقتصادی، سیاستهای دولت ، خط مشی قیمت گذاری، شرایط درونی وضعیت شرکت  در صنعت مورد نظر ، واکنشهای احتمالی رقبای تجاری، برنامه های بازاریابی، سطح سود  مورد انتظار و امثالهم در نظر گرفته میشود.
 اساس و شالوده بودجه فروش و دیگر بخشهای بودجه جامع مبتنی بر تخمین حجم فروش است . اگر این تخمین دقیق و صحیح باشد، موفقیت مراحل بعدی بودجه به واقعیت نزدیکتر خواهد بود.
بودجه فروش نه تنها باید بر مبنای ماهانه و برحسب نوع محصولات تهیه ود بلکه لازم است بر حسب مناطق فروش و نوع مشتریان نیز طبقه بندی گردد. تهیه بودجه فروش بر حسب نوع مشتریان می تواند به عنوان ابزاری مهم جهت تجزیه و تحلیل مناطق احتمالی فروش های جدید تلقی گردد.
+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند ۱۳۸۷ساعت 20:59  توسط امیر میرزائی  | 

بودجه عملیاتی زیر بنای بودجه های مالی است و نتایج مورد انتظار از اجرای عملیات آتی واحد تجاری را تشریح می کند و در برگیرنده صورت سود و زیان بودجه ای و اجزای مختلف آن است . بودجه عملیات ی با تهیه بودجه فروش آغاز و با تهیه صورت سود و زیان بودجه ای خاتمه می یابد و شامل بودجه های زیر است :
1- بودجه فروش
2- بودجه مقدار تولید
3- بودجه هزینه های تولید:
      1-3- بودجه مواد مستقیم
            1-1-3- بودجه مصرف مواد مستقیم
           2 -1-3- بودجه خرید مواد مستقیم
      2 -3- بودجه دستمزد مستقیم
      3 -3- بودجه سربار ساخت
4-  بودجه موجودی های پایان دوره
5- بودجه بهای تمام شده کالای فروش رفته
6- بودجه هزینه های فروش
7- بودجه هزینه های اداری
8- صورت سود و زیان بودجه ای
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۸۷ساعت 21:57  توسط امیر میرزائی  | 

بودجه جامع برنامه هاي مالي و عملياتي مديريت براي يک دوره زماني آتي است که در قالب مجموعه اي از صورتهاي مالي تلخيص ميشودو در برگيرنده کليه عمليات و سطوح مديريت واحد تجاري است . به عبارت ديگر بودجه جامع معرف طرح کلي واحد تجاري براي دستيابي به اهداف  نهايي آن در دوره بودجه است که انتظارات مديريت را درباره درآمدها ، هزينه ها ، سود خالص و جريان نقدينگي و وضعيت مالي به صورت مقداري نشان مي دهد. اين بودجه، آثار تصميمات عملياتي و تصميمات تامين مالي را در برميگيرد و از دو بخش اصلي يعني " بودجه عملياتي و بودجه مالي  " تشکيل ميشود
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۸۷ساعت 19:14  توسط امیر میرزائی  | 

مزایای بودجه بندی
بودجه یکی از ابزارهای اساسی مدیریت در رسیدن به اهداف نهایی بوده و مزیتهای زیر را برای واحد تجاری در بردارد:
1- ضرورت برنامه ریزی - بودجه مدیریت را وادار به برنامه ریزی می کند.
2- معیارهای ارزیابی عملکرد - بودجه برنامه مشخصی را ارائه نموده و چارچوبی برای ارزیابی فعالیتهای انجام شده فراهم می نماید.
3- بهبود هماهنگی و ارتباطات - بودجه ابزاری برای تبادل نظر و هماهنگی برنامه ها بین کلیه بخشهای واحد تجاری بوده و موجب بهبود ارتباطات و هماهنگی بخشهای مختلف واحد تجاری میشود.

محدودیتهای بودجه بندی :
بودجه دارای مزیتهای غیر انکاری است اما دارای محدودیتهایی نیز می باشد:
1- بودجه از لحاظ علمی دقیق نبوده و همواره برخی قضاوتهای شخصی در آن دخیل است.
2- برخی از برنامه های بودجه به دلیل عدم حمایت یا حمایت سطحی مدیران اجرایی ممکن است با شکست مواجه شود.
3- بودجه بندی ممکن است موجب شود مدیران احساس کنند که در تنگنا قرار گرفته و فاقد اختیارات لازم می باشند، لذا باعث نادیده گرفتن وظایف محوله به آنها می شود.
4- از آنجایی که فرایند بودجه بندی نیاز به زمان دارد، لذا با گذشت زمان ممکن است مدیران واحد تجاری علاقه خود را نسبت به بودجه از دست بدهند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۷ساعت 21:3  توسط امیر میرزائی  | 

مقدمه : بودجه جامع

در دنياي کنوني، به دليل تغييرات تکنولوژي و عوامل اقتصادي و اجتماعي ، برنامه ريزي موثر سود، فروش و هزينه ها داراي اهميت به سزايي است. برنامه ريزي سود که اصطلاحا" بودجه بندي ناميده ميشود ، يکي از متداول ترين ابزارهاي مديريت براي دستيابي به اهداف نهايي واحد تجاري است.
در بودجه بندي عوامل متعددي از قبيل وضعيت عمومي اقتصادي، سیاست هاي دولت ، وضعيت شرکت در کل صنعت مربوط ، واکنشهاي احتمالي رقبا  و ... در نظر گرفته ميشودو مديران براي برنامه ريزي و کنترل  استفاده مي نمايند
برنامه ريزي ، کليه مراحل بودجه بندي را از نقطه شروع تا مرحله برآورد درآمد ها و هزينه ها در برگرفته و قبل از شروع دوره مالي انجام ميشودو همچنين چارچوبي براي کنترل فراهم مي نمايد.
کنترل ، در پايان دوره مالي و بعد از فراهم شدن اطلاعات واقعي ، از طريق مقايسه ارقام واقعي با ارقام پيش بيني شده ، صورت مي گيرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی ۱۳۸۷ساعت 0:0  توسط امیر میرزائی  | 


1  . هدف‌ اين‌ بخش‌، ارائه‌ استانداردها و راهنماييهاي‌ لازم‌ در موارد زير است‌:
 الف‌) توافق‌ حسابرس‌ با صاحبكار درباره‌ شرايط‌ انجام‌ كار.
 ب‌ ) چگونگي‌ برخورد حسابرس‌ با درخواست‌ صاحبكار درباره‌ تغيير خدمت‌  حسابرس‌ از حسابرسي‌ به‌ خدمتي‌ با سطح‌ اطمينان‌ پايين‌تر.
 
2  . حسابرس‌ و صاحبكار بايد در مورد شرايط‌ كار حسابرسي‌ توافق‌ كنند . شرايط‌ مورد توافق‌ در قرارداد حسابرسي‌ يا به‌ شكل‌ مناسب‌ ديگري‌ مستند مي‌شود.

3  . اين‌ استاندارد به‌ منظور كمك‌ به‌ حسابرس‌ در تهيه‌ و تنظيم‌ قراردادهاي‌ مربوط‌ به‌ حسابرسي‌ صورتهاي‌ مالي‌ ارائه‌ مي‌شود. ضوابط‌ ارائه‌ شده‌ در اين‌ استاندارد در مورد خدمات‌ مرتبط‌ حسابرسي‌ (يعني‌، بررسي‌ اجمالي‌ صورتهاي‌ مالي‌، اجراي‌ روشهاي‌ توافقي‌ رسيدگي‌ به‌ اطلاعات‌ مالي‌ يا تنظيم‌ اطلاعات‌ مالي‌) نيز كاربرد دارد. در مواردي‌ هم‌ كه‌ هدف‌ و دامنه‌ كار به‌ موجب‌ قوانين‌ و مقررات‌ مربوط‌ مشخص‌ شده‌ است‌ يا خدماتي‌ چون‌ مشاوره‌ مالياتي‌، حسابداري‌ و مديريت‌ ارائه‌ مي‌شود، تنظيم‌ قراردادهاي‌ جداگانه‌ ضروري‌ است‌.

قرارداد حسابرسي‌ 
4  . تنظيم‌ قرارداد حسابرسي‌ پيش‌ از شروع‌ كار، هم‌ به‌ نفع‌ صاحبكار و هم‌ به‌ نفع‌ حسابرس‌ است‌؛ زيرا، از هرگونه‌ برداشت‌ نادرست‌ از كار جلوگيري‌ مي‌كند. قرارداد حسابرسي‌ كه‌ حسابرس‌ براي‌ صاحبكار مي‌فرستد، پذيرش‌ كار، هدف‌ و دامنه‌ حسابرسي‌، حدود مسئوليت‌ حسابرس‌ نسبت‌ به‌ صاحبكار و شكل‌ گزارشهايي‌ را كه‌ ارائه‌ خواهد داد، مشخص‌ و مستند مي‌كند.

نكات‌ اساسي‌ قرارداد حسابرسي‌
5  . شكل‌ و محتواي‌ قرارداد حسابرسي‌ ممكن‌ است‌ براي‌ صاحبكاران‌ مختلف‌، متفاوت‌ باشد؛اما، هر قرارداد حسابرسي‌ موارد زير را دربر مي‌گيرد:
 . هدف‌ از حسابرسي‌ صورتهاي‌ مالي‌.
 . مسئوليت‌ مديريت‌ نسبت‌ به‌ صورتهاي‌ مالي‌.
 . دامنه‌ حسابرسي‌، از جمله‌ اشاره‌ به‌ اصول‌ و ضوابط‌ انجام‌ كار و همچنين‌ قوانين‌ و مقررات‌ مربوط‌.
 . شكل‌ هرگونه‌ گزارش‌ اعلام‌ نتايج‌ كار و تاريخ‌ تقريبي‌ ارائه‌ آن‌.
 . تذكر اين‌ واقعيت‌ كه‌ به‌ دليل‌ انجام‌ رسيدگيها بر مبناي‌ نمونه‌گيري‌ و ساير
محدوديتهاي‌ ذاتي‌ حسابرسي‌ و همچنين‌، محدوديتهاي‌ ذاتي‌ هر سيستم‌ حسابداري‌ و كنترل‌ داخلي‌، اين‌ خطر اجتناب‌ناپذير وجود دارد كه‌ برخي‌ اشتباهات‌ و يا تحريفهاي‌ با اهميت‌ در صورتهاي‌ مالي‌، كشف‌ نشده‌ باقي‌ بماند.
 . امكان‌ دسترسي‌ بدون‌ محدوديت‌ حسابرس‌ به‌ هرگونه‌ سند، مدرك‌ و ساير اطلاعات‌ موردنياز درارتباط‌ با كار حسابرسي‌.
 . چگونگي‌ و ترتيب‌ برنامه‌ريزي‌ حسابرسي‌.
 . تاييديه‌هايي‌ كه‌ حسابرس‌ بايد درباره‌ اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در مورد حسابرسي‌، از مديريت‌ دريافت‌ كند (تاييديه‌ مديران‌).
 . امضاي‌ قرارداد توسط‌ صاحبكار به‌ عنوان‌ پذيرش‌ و تاييد كتبي‌ شرايط‌ قرارداد حسابرسي‌.
 . مشخص‌ كردن‌ ساير گزارشهايي‌ كه‌ در نظر است‌ به‌ صاحبكار ارائه‌ شود.
 . حق‌الزحمه‌ حسابرسي‌، مباني‌ محاسبه‌ آن‌ و ترتيب‌ ارسال‌ و پرداخت‌ صورتحسابها.

6  . در موارد مقتضي‌، نكات‌ زير نيز مي‌تواند در قرارداد حسابرسي‌ درج‌  شود:
 . چگونگي‌ و ترتيب‌ استفاده‌ از خدمات‌ ساير حسابرسان‌ يا كارشناسان‌ در برخي‌ از زمينه‌هاي‌ حسابرسي‌.
 . چگونگي‌ و ترتيب‌ استفاده‌ از خدمات‌ حسابرسان‌ داخلي‌ و ساير كاركنان‌ واحد مورد رسيدگي‌ درجهت‌ انجام‌ كار حسابرسي‌.
 . چگونگي‌ و ترتيب‌ هرگونه‌ ارتباط‌ با حسابرس‌ قبلي‌ در حسابرسي‌ نخستين‌.
 . اشاره‌ به‌ هرگونه‌ توافق‌ ديگري‌ كه‌ بين‌ حسابرس‌ و صاحبكار به‌ عمل‌ آمده‌ است‌.
 نمونه‌ قرارداد حسابرسي‌ در پيوست‌ اين‌ استاندارد ارائه‌ شده‌ است‌.

حسابرسي‌ اجزاي‌ واحد مورد رسيدگي‌
7  . هنگامي‌ كه‌ حسابرس‌ واحد مورد رسيدگي‌، حسابرسي‌ شركتهاي‌ فرعي‌، شعب‌ يا قسمتهاي‌ آن‌ (يعني‌، اجزاي‌ تشكيل‌ دهنده‌ واحد مورد رسيدگي‌) را نيز به‌ عهده‌ دارد بايدبا در نظر گرفتن‌ عوامل‌ زير درباره‌ تنظيم‌ قرارداد حسابرسي‌ جداگانه‌ براي‌ هريك‌ از اجزاي‌  واحد مورد رسيدگي‌ تصميم‌گيري‌ كند:
 . منصوب‌ كننده‌ حسابرس‌ هريك‌ از اجزاي‌  واحد مورد رسيدگي‌.
 . لزوم‌ ارائه‌ گزارش‌ جداگانه‌ براي‌ هريك‌ از آنها.
 . الزامات‌ قانوني‌.
 . حدود و ميزان‌ هرگونه‌ كار انجام‌ شده‌ توسط‌ حسابرسان‌ ديگر.
 . ميزان‌ مالكيت‌ واحد مورد رسيدگي‌ در هريك‌ از اجزاي‌ آن‌.
 . ميزان‌ استقلال‌ مديريت‌ هريك‌ از اجزاي‌ واحد مورد رسيدگي‌.

 حسابرسيهاي‌ بعدي‌
8  .حسابرس‌ در حسابرسيهاي‌ بعدي‌ بايد با در نظر گرفتن‌ وضعيت‌ موجود، نسبت‌ به‌ ضرورت‌ تجديدنظر در شرايط‌ قرارداد حسابرسي‌، تصميم‌گيري‌ كند. 

9  . عواملي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ تجديدنظر در مفاد قرارداد حسابرسي‌ را ايجاب‌ كند، شامل‌ موارد زير است‌:
 . هرگونه‌ نشانه‌اي‌ از برداشت‌ نادرست‌ صاحبكار از هدف‌ و دامنه‌ حسابرسي‌.
 . هرگونه‌ تجديدنظر در شرايط‌ قرارداد يا گنجانيدن‌ شرايط‌ جديدي‌ در آن‌.
 . تغيير در مديريت‌ ارشد، هيات‌ مديره‌ يا مالكيت‌  واحد مورد رسيدگي‌.
 . هرگونه‌ تغيير عمده‌ در موضوع‌، نوع‌ يا حجم‌ فعاليت‌ واحد مورد رسيدگي‌.
 . الزامـات‌ قانونـي‌.
 هرگونه‌ تغيير در مفاد قرارداد بايد با تاييد كتبي‌ واحد مورد رسيدگي‌ انجام‌ شود.

تغيير در نوع‌ خدمت‌ حسابرس‌
10  . در مواردي‌ كه‌ پيش‌ از تكميل‌ كار از حسابرس‌ خواسته‌ مي‌شود، خدمت‌ خود را به‌ كاري‌ با سطح‌ اطمينان‌ پايين‌تر تغيير دهد، حسابرس‌ بايد نسبت‌ به‌ درست‌ بودن‌ يا نبودن‌ پذيرش‌ درخواست‌ مزبور تصميم‌گيري‌ كند . در مواردي‌ كه‌ حسابرس‌ طبق‌ قوانين‌ و مقررات‌ به‌ اين‌ سمت‌ منصوب‌ شده‌ باشد، تغيير مزبور امكان‌پذير نيست‌.

11 . درخواست‌ واحد اقتصادي‌ از حسابرس‌ براي‌ تغيير نوع‌ خدمت‌ مي‌تواند به‌ هريك‌ از دلايل‌ زير باشد:
 الف‌ - تغيير در نياز به‌ خدمت‌ درخواستي‌.
 ب‌   - برداشت‌ نادرست‌ واحد اقتصادي‌ از ماهيت‌ حسابرسي‌ يا خدمات‌ مرتبط‌ مورد درخواست‌.
 پ‌   - محدوديت‌ ايجاد شده‌ در دامنه‌ رسيدگي‌ اعم‌ از آن‌ كه‌ توسط‌ واحد مورد رسيدگي‌ تحميل‌ شده‌ يا بر اثر شرايط‌ موجود پديد آمده‌ باشد.
حسابرس‌ بايد دليل‌ ارائه‌ شده‌ براي‌ درخواست‌ مزبور، به‌ ويژه‌ آثار هرگونه‌ محدوديت‌ در دامنه‌ حسابرسي‌ را به‌ دقت‌ بررسي‌ كند.

12 .تغيير در نياز به‌ خدمات‌ درخواستي‌  و برداشت‌ نادرست‌ واحد مورد رسيدگي‌ از ماهيت‌ خدمات‌ مورد درخواست‌ اوليه‌، معمولا دليلي‌ منطقي‌ براي‌ درخواست‌ تغيير نوع‌ خدمت‌ محسوب‌ مي‌شود. برعكس‌، چنانچه‌ به‌ نظر رسد درخواست‌ تغيير در نوع‌ خدمت‌ به‌ دليل‌ نادرستي‌، نقص‌ يا رضايت‌بخش‌ نبودن‌ اطلاعات‌ واحد مورد رسيدگي‌ است‌، چنين‌ دلايلي‌ منطقي‌ نخواهد بود.

13 . حسابرس‌ مستقلي‌ كه‌ انجام‌ حسابرسي‌ صورتهاي‌ مالي‌ را طبق‌ استانداردهاي‌ حسابرسي‌ پذيرفته‌ است‌، پيش‌ از پذيرش‌ تغيير كار حسابرسي‌ به‌ يكي‌ از خدمات‌ مرتبط‌ بايد آثار حقوقي‌ و پيامدهاي‌ قراردادي‌ اين‌ تغيير را نيز ارزيابي‌ كند.

14 . اگر حسابرس‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ برسد كه‌ توجيهي‌ منطقي‌ براي‌ تغيير نوع‌ خدمت‌  وجود دارد و  در صورتي‌ كه‌ كارهاي‌ انجام‌ شده‌ وي‌ با استانداردهاي‌ حسابرسي‌ مربوط‌ به‌ خدمت‌  جديد منطبق‌ باشد، گزارشي‌ متناسب‌ با شرايط‌ خدمت‌ جديد صادر خواهد كرد. براي‌ جلوگيري‌ از سردرگمي‌ استفاده‌كنندگان‌، گزارش‌ مزبور به‌ موارد زير اشاره‌اي‌ نخواهد داشت‌:
 الف‌ ) خدمت‌ مورد توافق‌ قبلي‌.
 ب‌  ) هرگونه‌ روش‌ حسابرسي‌ كه‌ براي‌ ارائه‌ خدمت‌ قبلي‌ انجام‌ شده‌ است‌؛ مگر آن‌ كه‌ خدمت‌ حسابرس‌ به‌ اجراي‌ روشهاي‌ رسيدگي‌ مورد توافق‌ تغيير يافته‌ باشد كه‌ در اين‌ صورت‌، ذكر روشهاي‌ اجرا شده‌، بخشي‌ از گزارش‌ است‌.
 
15 . در مواردي‌ كه‌ نوع‌ خدمت‌ تغيير مي‌يابد، حسابرس‌ و صاحبكار بايد درباره‌  شرايط‌ قرارداد جديد توافق‌ كنند.

16 .حسابرس‌ در مواردي‌ كه‌ توجيهي‌ منطقي‌ براي‌ تغيير نوع‌ خدمت‌ وجود ندارد نبايد با تغيير درخواستي‌ موافقت‌ كند.  مثالي‌ در اين‌ زمينه‌، موردي‌ است‌ كه‌ حسابرس‌ در اجراي‌ حسابرسي‌ صورتهاي‌ مالي‌ نتوانسته‌ باشد شواهد كافي‌ و قابل‌ قبولي‌ را براي‌ اثبات‌ مطالبات‌ واحد مورد رسيدگي‌ بدست‌ آورد
 و واحد مورد رسيدگي‌ به‌ منظور پيشگيري‌ از صدور گزارش‌ مشروط‌ يا عدم‌ اظهارنظر، درخواست‌ تغيير خدمت‌ از حسابرسي‌ به‌ بررسي‌ اجمالي‌ صورتهاي‌ مالي‌ مي‌كند.

17 .چنانچه‌ حسابرس‌ نتواند با انجام‌ آن‌ تغيير مورد درخواست‌ صاحبكار موافقت‌ كند و اجازه‌ نيابد كه‌ خدمت‌ مورد قرارداد را به‌ پايان‌ رساند بايد از انجام‌ آن‌ كار كناره‌گيري‌ كند و درباره‌ اين‌ كه‌ آيا به‌ موجب‌ قرارداد، قوانين‌ و مقررات‌، آيين‌ رفتار حرفه‌اي‌ يا الزامات‌ ديگر مكلف‌ به‌ گزارش‌ دلايل‌ كناره‌گيري‌ خود به‌ هيات‌ مديره‌، صاحبان‌ سرمايه‌ يا ديگران‌ مي‌باشد يا نه‌، تصميم‌گيري‌ كند.

 

تاريخ‌ اجرا
 18  . اين‌ بخش‌ براي‌ حسابرسي‌ صورتهاي‌ مالي‌ كه‌ دوره‌ مالي‌ آن‌ منتهي‌ به‌ 29 اسفند 1378 يا پس‌ از آن‌ مي‌باشد، لازم‌الاجراست‌.


  در ادامه مطلب نمونه اي از قرارداد حسابرسي کنجانده شده است .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۸۵ساعت 20:27  توسط امیر میرزائی  | 

هزینه یابی : محاسبه بهای تمام شده کالای ساخته شده و موجودی کالای در جریان ساخت را هزینه یابی گویند.
کالای ساخته شده : به محصولاتی اطلاق می شود که جریان تولید را کاملا" طی نموده برای فروش آماده باشد.
کالای در جریان ساخت : به محصولات یا موجودیهائی اطلاق می شود که ساخت آنها هنوز به اتمام نرسیده باشد.
تولید :عبارتست از تغییر شکل و ماهیت مواد طی مراحل مختلف به کالاست بطوری که پس از تغییر شکل مواد خام به کالای ساخته شده تبدیل شود.
عوامل بهای تمام شده : هزینهایی که برای  ساخت محصول به مصرف می رسند و شامل سه جز اصلی : 1 - مواد اولیه  2 - دستمزد  3 -  سایر هزینه های تولید( سربار ساخت )می باشد.
1 - مواد اولیه: برای ساخت محصول باید از موادی که در طبیعت وجود دارد و یا کالاهایی که در کارخانه های دیگر ساخته شده اند استفاده نمود به این دسته از مواد
، مواد اولیه گفته می شود.
2 - دستمزد : عبارتست از حق الزحمه ای که برای تبدیل مواد به کالا به کارگران پرداخت می شود.
3  - سربار تولید : هزینه هایی که در کارخانه به مصرف می رسند به استثناء مواد اولیه و دستمزد مستقیم ، ( سربار تولید یا سایر هزینه های تولید یا هزینه های عمومی تولید نیز می گویند )
 بهای اولیه :  مجموعه هزینه هایی که بطور مستقیم در ساخت محصول مصرف می شوند.
بهای اولیه = مواد اولیه مصرف شده + دستمزد مستقیم
هزینه های تبدیل : برای تغییر شکل مواد اولیه و تبدیل آن به محصولات ساخته شده به نیروی کار وسایل فیزیکی مانند ماشین آلات و غیره نیز می باشد که استفاده از این عوامل مستلزم پرداخت دستمزد به کارگران و صرف هزینه های سربار ساخت ( هزینه های غیر مستقیم کارخانه هزینه تبدیل از رابطه زیر بدست می آید :
هزینه تبدیل = دستمزد مستقیم + سربار ساخت

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۸۵ساعت 22:44  توسط امیر میرزائی  | 

حسابداری صنعتی حوزه ای از حسابداری است که با هزینه یابی محصول سرو کار دارد . هزینه یابی محصول ، اطلاعات مورد نیاز را برای تهیه صورتهای مالی در مورد قیمت تمام شده موجودی ها و قیمت تمام شده کالای فروش رفته فراهم می آورد.
کاربرد حسابداری صنعتی :
اطلاعات تهیه شده توسط حسابداری صنعتی در تصمیم گیری و ارزیابی عملکرد مورد استفاده قرار می گیرد. تصمیمهای مربوطبه تعیین قیمت فروش ،ساخت یا خرید و بودجه بندی ، با استفاده از اطلاعات حسابداری صنعتی انجام می شود .
هنگامی که اطلاعات حسابداری صنعتی به منظور ارزیابی عملکرد فعالیت واحدهای مختلف سازمان ، توسط مدیران و در داخل سازمان مورد استفاده قرارمی گیرد ، در این حالت می گوییم اطلاعات برای مقاصد " حسابداری مدیریت " مورد استفاده قرار گرفته است اگر این اطلاعات به قصد ارزیابی عملکرد سازمان و توسط استفاده کنندگان خارجی نظیر سهامداران یا بستانکاران مورد استفاده قرار گیرد آن گاه می توان گفت که اطلاعات برای مقاصد " حسابداری مالی " مورد استفاده واقع شده است.
وظایف حسابداری صنعتی :
1 - یاری مدیران در ایجاد و اجرای برنامه ها.
2 - برقراری روشها و شیوه های اعمال کنترل به منظور کاهش معقول هزینه ها.
3 - راهنمای مدیریت در تصمیم گیری نهائی به منظور انتخاب بهترین راه حل از راه حل های موجود.
4 - ارزیابی موجودی ها به منظور هزینه یابی ، قیمت گذاری و کنترل مقداری موجودی ها.
5 - پیش بینی هزینه های تولید برای یک دوره معین و جمع آوری تفکیک و ثبت.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۸۵ساعت 22:33  توسط امیر میرزائی  |