بروز رسانی آینده :شاید وقتی دیگر!!!!!!ا *** جهت از سرعت مهمتر است ***    آِشنائي با اصول هشت گانه سيستم مديريت كيفيت (بخش سوم)
آنچه شما خواسته اید
                                      اصل اول ) مشتري گرائي :  


سازمان ها وابسته به مشتريان خود هستند و در نتيجه بايستي نيازهاي جاري و آتي مشتري را درك نموده و جهت پوشش آنها تلاش نموده و سعي
در سبقت گرفتن از انتظارات مشتري نمايند (پرداختن به خشنودي مشتري)

منافع :
1-افزايش درآمد وسهم بازار بدست آمده از طريق پاسخگوئي سريع و انعطاف پذير به فرصتهاي بازار

2-افزايش اثر بخشي عملكرد با استفاده از منابع سازمان در جهت كسب رضايت مشتريان

3-افزايش ميزان وفاداري مشتري كه منجر به تكرار معاملات و تعامل دو جانبه ميگردد

پيامد :
1-پژوهش و درك نيازها و انتظارات مشتري

2-اطمينان از تطابق اهداف سازمان با نيازها و انتظارات مشتري

3- برقراري ارتباط بين نيازها و انتظارات مشتري در سازمان

4-سنجيدن رضايت مشتري و حركت بسوي افزايش آن

5-مديريت نظام روابط با مشتري

6-اطمينان از تعادل بين رضايتمندي مشتري و رضايتمندي ساير طرفهاي ذينفع

(مثل : سهامداران ؛ كاركنان ؛ تامين كنندگان ؛ سطوح مرتبط جامعه و … )


                                                    اصل دوم ) رهبري :  

رهبران باعث ايجاد وحدت در اهداف و جهت گيريهاي سازمانها ميشوند ؛ آنها مي بايست محيط داخلي سازمان را بنحوي آماده سازند تا زمينه مشاركت تمامي كاركنان فراهم آيد.

منافع :
1-كاركنان اهداف خرد و كلان سازمان را درك مي نمايند .

2-فعاليت هاي ارزيابي به شيوه اي منطقي و يكسان انجام ميشود

3-ارتباطات درون سازماني شفاف شده و از سوء ارتباط در سازمان جلوگيري ميشود .

پيامد :
1- توجه به نيازهاي كليه طرفهاي ذينفع مثل : مشتريان ؛سهامداران ؛ كاركنان ؛ تامين كنندگان ؛ سرمايه گذاران ؛ انجمن ها و مؤسسات محلي و …..

2-تنظيم اهداف و مقاصد رقابتي

3- ايجاد شفافيت لازم در آينده سازمان

4-ايجاد و نگهداري ارزشهاي مشترك نظير عدالت و مدلهاي اخلاقي در كل سازمان

5-كاهش و حذف ترس و تملق و …….در سازمان و حصول اعتماد متقابل

6-تامين منابع لازم؛ آموزش و آزادي عمل در حوزه مسئوليتها

7- كمك به تشخيص ؛ درك و تشويق روحيه فداكاري در كاركنان


                                         اصل سوم ) مشاركت كاركنان :  

كاركنان در كليه سطوح ؛ اساس يك سازمان هستند و مشاركت كامل آنها اين امكان را فراهم مي سازد تا  بهره برداري بهينه اي از توانائيهاي آنها

در جهت منافع سازمان و بهبود عملكردها صورت بپذيرد.

منافع :
1-پرورش كاركنان با انگيزه ؛ متعهد و مشاركت پذير در سازمان  .

2-ابداع و خلاقيت در پيشبرد اهداف سازمان

3-اعتماد به عملكرد كاركنان

4-اشتياق كاركنان به مشاركت و كمك به بهبود مستمر .

پيامد :
1-درك كاركنان نسبت به اهميت نقش وسهم خود در سازمان

2-كاركنان موانع عملكرد خود را تشخيص مي دهند

3-كاركنان مي پذيرند كه مشكلات سازمان متعلق به آنها نيز هست و همگي در حل آن سهيم هستند و مسئوليت دارند

4-كاركنان وظايف و مسئوليتهاي خود را در راستاي تحقق اهداف خرد و كلان ارزيابي و بررسي مي كنند

5-كاركنان فعالانه درپي فرصتي براي ارتقاء دانش ؛ تجربيات وشايستگي هاي خود هستند

6-كاركنان آزدانه و مشتاقانه دانش و تجربه خود را با ديگران به اشتراك مي گذراند

7- كاركنان آشكارا روي مشكلات و موضوعات بحث مي كنند و در پي راه حل برمي آيند


                                                     اصل چهارم ) فرآيند گرائي  :  


يك نتيجه مطلوب و مؤثر زماني حاصل ميشود كه فعاليت ها و منابع مربوطه به صورت يك فرآيند در آمده و رويكرد فرايندي داشته باشند

منافع :
1-كاهش هزينه فرآيندها

2-كوتاه كردن زمان فرآيند

3-اثر بخشي استفاده از منابع

4-پيش بيني نتايج

5- .فرصت انجام بهبود در هر زمان اعم از دائم و قطعي

پيامد :
1-تشخيص فرآيندهاي نظام مند در جهت دستيابي به اهداف مورد نظر

2-ايجاد قابليت اعتماد و مسئوليت واضح براي مديريت فعاليت هاي كليدي

3-تجزيه وتحليل و اندازه گيري توانائيهاي لازم جهت انجام فعاليت هاي كليدي

4-تشخيص وجوه اشتراك فعاليت هاي كليدي در وظايف سازماني و بين آنها

5-تمركز بروي عواملي مانند منابع ؛ روشها و مواد كه باعث پيشرفت فعاليتهاي كليدي سازمان هستند

6-ارزيابي ريسكها ؛ نتايج و اثرات فعاليتها بروي مشتريان ؛ تامين كننده ها و طرفهاي ذينفع


                                           اصل پنجم ) نگرش مديريتي به سيستم :  

شناسايي ، درك و مديريت فرآيندهاي مرتبط با يكديگر ، به عنوان يك سيستم ، براي اثر بخشي و كارائي سازمان در دستيابي به اهداف كلان خود كمك مينمايد .

منافع :
1-يكپارچكي و همسوئي فرايندها جهت تحقق اهداف مورد نظر

2-توانمند نمودن تلاشها جهت تمركز بروي فرايندهاي كليدي

3-ايجاد اعتماد براي طرفهاي ذينفع در جهت سازگاري ؛ اثر بخشي و كارائي سازمان

پيامد :
1-ساختاري نمودن يك سيستم براي دستيابي به اهداف سازمان به اثر بخش ترين و كارآترين روش

2-درك وابستگي و تعاملات بين فرآيندهاي پيكرة سيستم

3-نگرش ساختاري كه فرآيندها را يكپارچه و هماهنگ ميكند

4-ايجاد درك بهتر از نقش و مسئوليتهاي لازم براي دستيابي به اهداف عمومي و در نتيجه كاهش موانع عملكرد متقابل

5-درك توانائيهاي سازمان و ايجاد منابع اضطراري قبل از هر اقدام

6-هدفمند و مشخص كردن فعاليتهاي ويژه در سازمان

7- بهبود مستمر سيستم از طريق اندازه گيري و ارزيابي

                                               اصل ششم ) بهبود مستمر  :  

بهبود مستمر عملكرد ؛ بايد هدف دائمي  در تمامي سطوح سازمان باشد .

منافع :
1-مزيت عملكرد از طريق توانائيهاي پيشرفته سازماني

2-همسان كردن فعاليتهاي بهبود در كليه سطوح با هدف استراتژيك (بلند مدت ) سازماني

3-انعطاف در واكنش سريع براي فرصتهاي پيش رو

پيامد :
1-ايجاد نگرش وسيع و مناسب در سازمان به گرايش بهبود مداوم عملكرد

2-تجهيز افراد و كاركنان به آموزش روشها و ابزار بهبود مستمر

3-بهبود مستمر در محصولات ؛ فرآيندها وسيستمها را هدف كليه افراد سازماني قرار ميدهد

4-ايجاد اهداف براي راهنمايي ويافتن معياري جهت سنجش بهبود مستمر

5-تشخيص و تصديق بهبودها در سازمان

                اصل هفتم ) نگرش منطقي و واقعيت گرائي در تصميم گيري :  

تصميمات موثر بر اساس تجزيه و تحليل داده ها و اطلاعات ميباشد .

منافع :
1-اخذ تصميمات آگاهانه

2-توانائي بيشتر جهت بروز اثر بخشي تصميمات قبلي از طريق مراجعه به سوابق

3-توانائي بيشتر در بازنگريها

4- تغيير تصميمات و عقايد در مواقع لزوم

پيامد :
1-اطمينان از صحت ؛ مقبوليت و اعتماد به داده ها و اطلاعات

2-در دسترس قراردادن اطلاعات براي كساني كه به آن نياز دارند

3-تجزيه و تحليل داده ها و اطلاعات با استفاده از روشهاي معتبر

4- تصميم گيري و عمل به تصميمهاي مصوب ، بر اساس تجزيه و تحليل واقعي و متناسب با تجربه و بصيرت 


                   اصل هشتم ) رابطه تعاملي سودمند با تامين كننده :  


يك سازمان و تامين كنندگان آن بهم وابسته بوده ويك رابطه سودمند و متقابل ، توانائي هر دو طرف را براي ايجاد ارزش افزايش ميدهد.

منافع :
1-افزايش توانائي در ايجاد ارزش براي طرفين

2-انعطاف پذيري وسرعت پاسخگوئي طرفين نسبت به تغيير بازار يا نيازها و انتظارات مشتريان

3-بهبود صرف هزينه ها و منابع

پيامد :
1-ايجاد روابطي كه دست آوردهاي كوتاه مدت را با در نظر گرفتن منافع درازمدت متعادل ميكند

2-تلفيق تجربه و منابع طرفين

3-مشخص كردن و انتخاب تامين كنندگان اصلي و حذف دلالها

4-ايجاد و برقراري ارتباط باز وشفاف

5-مشاركت در اطلاعات و طرحهاي آينده

6-ايجاد توسعه متقابل وفعاليت هاي بهبود

7-ترغيب و تشويق تأمين كنندگان در جهت تشخيص را هكارهاي بهبود در ارائه محصول و خدمت و معرفي شيوه هاي دستيابي

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر ۱۳۸۵ساعت 14:16  توسط امیر میرزائی  |