بروز رسانی آینده :شاید وقتی دیگر!!!!!!ا *** جهت از سرعت مهمتر است *** سوالات کارشناسي ارشد حسابداري (سوالات مالي با جواب آنها)
آنچه شما خواسته اید
1-4

تنها مبناي تعهدي كامل مي‌باشد كه درآمدها و هزينه‌هاي دوره را مي‌تواند كامل شناسايي و منعكس كند.

در مبناي نيمه تعهدي هزينه‌ها بطور كامل در زمان وقوع، ولي درآمدها در زمان دريافت و به نقد شناسايي و منعكس مي‌شوند.

در مبناي تعهدي تعديل شده نيز هزينه‌ها مانند مبناي تعهدي كامل و نيمه تعهدي بطور كامل در زمان وقوع شناسايي مي‌شوند، ولي در مورد درآمدها، تنها آن دسته از درآمدهايي كه در طول دوره مالي يا دوره كوتاهي بعد از دوره مالي (معمولاً 60 روز) قابل وصول باشند مورد شناسايي قرار مي‌گيرند و در حسابها منعكس مي‌شوند.

در مبناي نقدي كامل درآمدها و هزينه‌ تنها در زمان دريافت و پرداخت وجه نقد شناسايي مي‌شوند. بنابراين با توجه به تعريف هر يك از مباني بالا، تنها مبناي نقدي كامل است كه قادر به شناسايي و انعكاس درآمد و هزينه‌ دوره نمي‌باشد.

2-4

طبق تعريف، هر حساب مستقل شامل يك منبع مالي (واحد مالي) و يك واحد حسابداري مي‌باشد، به همراه مجموعه‌اي از حسابها كه در آنها وجوه نقد و ساير دارايي‌ها، بدهي‌ها، اندوخته‌ها، مازاد و بطور كلي منابع و مصارف براي اجراي فعاليتها و عمليات خاص يا نيل به اهداف معين طبق قوانين و مقررات، ثبت مي‌شوند.

3-1

بر استاندارد حسابداري شماره 17، يك قلم هنگامي بعنوان دارايي نامشهود شناسايي مي‌شود كه:

الف) با تعريف دارايي‌هاي نامشهود مطابقت داشته باشد، يعني يك دارايي غيرپولي و فاقد ماهيت عيني كه:

1. به منظور استفاده در توليد يا عرضه كالاها يا خدمات، اجاره به ديگران يا براي مقاصد اداري توسط واحد تجاري نگهداري مي‌شود.

2. با قصد استفاده طي بيش از يك دوره مالي توسط واحد تجاري تحصيل شده باشد.

3. قابل تشخيص باشد.

ب) معيارهاي شناخت را برآورده كرده باشد، يعني:

1. جريان منافع اقتصادي آتي دارايي به درون واحد تجاري محتمل باشد.

2. بهاي تمام شده دارايي به گونه‌اي اتكاء پذير و قابل اندازه گيري باشد.

با توجه به موارد ذكر شده، گزينه (1) صحيح نيست.

4-2

سرمايه‌گذاري‌هاي بلندمدت به يكي از روشهاي زير در ترازنامه منعكس مي‌شود:

الف) بهاي تمام شده پس از كسر هرگونه ذخيره كاهش ارزش دائمي.

ب) مبلغ تجديد ارزيابي بعنوان يك نحوه عمل مجاز جايگزين.

در روش اول، هنگامي كه كاهش در ارزش دفتري سرمايه گذاري دائمي باشد، مبلغ كاهش بعنوان هزينه كاهش ارزش در صورت سود و زيان دوره منعكس مي‌شود (با توجه به بند 53 قسمت (ج) بازيافت كاهش ارزش دائمي نيز مجاز است و بايد ذخيره كاهش ارزش در صورت افزايش قيمت دارايي حذف گردد) و مبلغ دفتري سرمايه گذاري بابت افزايش ارزش بعدي تغييري نمي‌كند.

در روش دوم، كاهش در ارزش دفتري بعنوان هزينه‌ در صورت سود و زيان منعكس مي‌شود، مگر اينكه كاهش مزبور عكس يك افزايش قبلي ناشي از تجديد ارزيابي باشد (حساب مازاد تجديد ارزيابي)، در اين صورت اين كاهش بايد تا ميزان مازاد تجديد ارزيابي مربوط به همان سرمايه گذاري به حساب مازاد تجديد ارزيابي بدهكار گردد و باقيمانده بعنوان هزينه‌ شناسايي شود.

حال اگر مبلغ دفتري سرمايه گذاري افزايش يابد، اين افزايش ارزش بايد بعنوان مازاد تجديد ارزيابي ثبت و در ترازنامه بعنوان بخشي از حقوق صاحبان سرمايه منعكس شود. هرگاه افزايش مزبور عكس يك كاهش قبلي باشد كه بعنوان هزينه‌ شناسايي شده است، اين افزايش بايد تا ميزان هزينه‌ شناسايي شده بعنوان درآمد و مابقي بعنوان مازاد تجديد ارزيابي شناسايي شود.

طبق توضيحات بالا مبلغ 50000 ريال افزايش ارزش، ابتدا به ميزان 30000 ريال كه قبلاً بعنوان هزينه‌ شناسايي شده، بعنوان درآمد در صورت سود و زيان و بقيه آن كه 20000 ريال است بعنوان مازاد تجديد ارزيابي شناسايي مي‌گردد. ثبت اين تجديد ارزيابي به صورت زير مي‌باشد:

سرمايه گذاري 50000

درآمد 30000

مازاد تجديد ارزيابي 20000

5-3

در روش بهاي تمام شده سرمايه گذاري در ساير واحدهاي تجاري در زمان خريد به بهاي تمام شده ثبت مي‌شود. واحد سرمايه گذار، تنها سود سهام دريافتي يا دريافتني از محل سودهاي تحصيل شده توسط واحد سرمايه پذير «بعد از تاريخ تحصيل» را بعنوان درآمد شناسايي مي‌كند. سود سهام دريافتي يا دريافتني از محل سود قبل از تاريخ تحصيل بعنوان بازيافت بخشي از بهاي تمام شده سرمايه گذاري تلقي مي‌شود و مبلغ دفتري سرمايه گذاري به آن ميزان كاهش مي‌يابد.

طبق توضيحات صورت سؤال داريم: سود سهام دريافتي شركت سرمايه گذار از محل سود تحصيل شده شركت سرمايه پذير «بعد از تاريخ تحصيل» برابر است با:

50000 = 10% * 500000

اين مبلغ بعنوان درآمد سرمايه گذاري شناسايي مي‌شود.

و سود سهام دريافتي شركت سرمايه گذار از محل سود تحصيل شده شركت سرمايه پذير «قبل از تاريخ تحصيل» برابر است با:

اين مبلغ صرف كاهش مبلغ دفتري سرمايه گذاري مي‌شود.

10000 = 10% * (500000 – 600000)

ثبت اين رويداد بصورت زير است:

وجه نقد (10% * 600000) 60000

درآمد سرمايه گذاري (10% * 500000) 50000

سرمايه گذاري 10000

6-2

طبق توضيحات داده شده در پاسخ تست 4، هزينه كاهش ارزش معمولاً به سود و زيان دوره منظور مي‌شود. فقط در يك مورد كه اين كاهش ارزش، عكس يك افزايش قبلي كه بعنوان مازاد تجديد ارزيابي شناسايي شده مي‌باشد، آن را به بدهكار حساب مازاد تجديد ارزيابي در سرفصل حقوق صاحبان سهام منظور مي‌كنيم.

براساس استاندارد حسابداري شماره 19 ايران، حسابداري تركيب تجاري به دو روش خريد و اتحاد منافع انجام مي‌گيرد.

در روش خريد، نتايج عمليات واحد تجاري فرعي بايد از تاريخي كه كنترل آن بطور مؤثر به واحد تجاري اصلي منتقل شده، در صورتهاي مالي تلفيقي منظور مي‌شود، ولي در روش اتحاد منافع اقلام صورتهاي مالي واحدهاي تركيب شونده براي دوره‌اي كه تركيب در آن رخ داده است و هر دوره‌اي كه به شكل مقايسه‌اي ارائه مي‌شود بايد چنان در صورتهاي مالي واحد تجاري تركيبي منظور شود كه گويي آنها از آغاز اولين دوره مقايسه‌اي ارائه شده با هم تركيب شده‌اند.

در اين تست، از آنجا كه شركت الف، سهام شركت ب را خريداري كرده است، ليكن تركيب از نوع تحصيل مي‌باشد و حسابداري آن بايد به روش خريد انجام گيرد. لذا داريم:

سهم شركت اصلي از سود خالص + سود خالص شركت اصلي = سود خالص تلفيقي

شركت فرعي بعد از تاريخ تحصيل

108 = 12 ÷ 2 * (48 * 75%) + 102 = سود خالص تلفيقي

در تركيب تجاري و تحصيل پايان دوره‌اي در روش خريد سهم سود شركت اصلي از فرعي‌اش به نسبت ماههاي بعد از تحصيل محاسبه مي‌گردد. ليكن در روش اتحاد منافع در تحصيل ميان دوره‌اي سود به اندازه كل سال محاسبه مي‌گردد.

8-3

طبق استاندارد شماره 19 ايران، هرگونه مازاد سهم واحد تجاري از خالص ارزش منصفانه دارايي‌ها و بدهي‌هاي قابل تشخيص نسبت به بهاي تمام شده تحصيل در تاريخ انجام معامله بايد بعنوان سرقفلي منفي شناسايي شود.

سرقفلي منفي دو بخش است:

بخشي از آن ممكن است مربوط به هزينه‌ها و زيانهاي مورد انتظار آتي باشد كه در طرح تحصيل مشخص شده و با اطمينان كافي قابل اندازه گيري است، اما معرف بدهي قابل تشخيص در تاريخ تحصيل نيست. اين بخش از سرقفلي منفي بايد همزمان با شناسايي هزينه‌ها و زيانهاي آتي در صورت سود و زيان بعنوان درآمد منعكس شود.

بخش ديگر از سرقفلي منفي مرتبط با هيچكدام از هزينه‌ها و زيانهاي قابل تشخيص آتي كه در تاريخ تحصيل با اطمينان كافي قابل اندازه گيري است نمي‌باشد. اين بخش بصورت زير در صورت سود و زيان شناسايي مي‌شود:

الف) مبلغ سرقفلي منفي تا سقف ارزش منصفانه دارايي‌هاي غيرپولي قابل تشخيص تحصيل شده بايد بر مبنايي سيستماتيك طي مدتي برابر ميانگين موزون باقيمانده عمر مفيد دارايي‌هاي قابل تشخيص استهلاك پذير بعنوان درآمد شناسايي شود.

ب) مازاد مبلغ سرقفلي منفي نسبت به ارزش منصفانه دارايي‌هاي غيرپولي قابل تشخيص تحصيل شده، بايد بلافاصله بعنوان درآمد شناسايي شود.

9-4

در روش خط مستقيم، صرف يا كسر طي عمر اوراق قرضه بطور مساوي منقضي مي‌گردد و هزينه بهره در هر دوره معادل با بهره نقدي بعلاوه كسر (منهاي صرف) مي‌باشد.

در روش بهره مؤثر، هزينه بهره هر دوره از حاصلضرب مانده دفتري اوراق قرضه در نرخ بهره بازار اوليه بدست مي‌آيد.

حال با توجه به توضيحات بالا و اينكه مبلغ دفتري اوراق قرضه منتشره به صرف در سالهاي اوليه بيشترين مي‌باشد. هزينه بهره به روش بهره مؤثر در سالهاي اوليه در مقايسه با روش خط مستقيم بيشتر است. لازم به ذكر است در انتشار اوراق به صرف، هزينه بهره طي عمر اوراق روند كاهش و در انتشار به كسر روند افزايش دارد.


10-2

وجه نقد به موجودي نقد و سپرده‌هاي ديداري نزد بانكها و مؤسسات مالي اعم از ريالي و ارزي (شامل سپرده‌هاي سرمايه گذاري كوتاه مدت بدون سررسيد) اطلاق مي‌شود. پولي كه بعنوان دارايي نگهداري مي‌شود، اما استفاده از آن به يك مورد خاص محدود شده است و يا مانده مسدود شده حساب بانكي، نبايد بعنوان وجه نقد تلقي گردند، چون بعنوان يك ابزار عمومي مبادله در دسترس نيستند. اين نوع وجوه بايد در سرفصل ساير دارايي‌ها طبقه بندي شوند.

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند ۱۳۸۶ساعت 11:5  توسط امیر میرزائی  |